کودکی در قلبم ... کودکی تنها بود ... دیده اش رویایی ... در دلم زیبا بود ... کودکی ها رفتند ... دلبری پیش آمد ... دیده ام می ترسید ... عاشقی غوغا بود ... صحبت از فردا بود ... مستی از رویا بود ... بوسه ها طوفانی .. خنجری بر پا بود ... کودکم را کشتند ... هرزه اش نامیدند .... چهره ای از او ماند ... نام او تنها بود ... او دگر کودک نیست ... هرزه یا بی رگ نیست ... سینه اش چون سنگ است ... موزه ای زیبا بود ... رضا
ما را در سایت ای عشق ندانی از من .... دنبال میکنید
برچسب: کودک, نویسنده: بازدید: 111