عشق بیمار - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 3:24
عشق بیمار حسابم را جدا کردم .... جدا از درد و از دیوار ... نوشتم بر در قلبم ... که باز است این دل بیمار ... مرا دریاب و خود را باش ... ببر این هوش و این بیدارxa0 ... بیا بیهوده نازم کن .... بگو از عشق و از دیدار ... خیالم را خیالی کن .... وجودم را تو خالی کن .... چه فرقی میکند بر منxa0 ... منم ته ما...
کوچه - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 3:24
دلم در کوچه ای تنهاست ... ته این کوچه یک دریاست ... و من هر روز می آیم .... میان سنگ xa0و آیینه ... دلی آلوده می یابم xa0... نه فردا را به او دادند .... نه فریادش بها دادند ... دلم در کوچه ای تنهاست ... به امید همین فرداست ... خیانتها به جان دارد .... نقاب از آسمان دارد ... به پایش قفل بد عهدی ... ن...
کلامم را مکن باور - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 3:24
کلامم را مکن باور کلامم را مکن باور .... نگاهم حرف دیگر بود ... چه سخت است صحبت از این حرف .... که امشب شام آخر بودxa0 ...xa0 مرا در خاطرتxa0 شاید ... بجز لبخند چیزی نیست ... چه میدانی ز لبخندمxa0 ... که بر من تیغ خنجر بود ... نگفتی یا نخواهی گفت .... ولی من خوب می دانم ... که فکرت جای دیگر بود ... ...
کودک - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 3:24
کودکی در قلبم ... کودکی تنها بود ... دیده اش رویایی ... در دلم زیبا بود ... کودکی ها رفتند ... دلبری پیش آمد ... دیده ام می ترسید ... عاشقی غوغا بود ... صحبت از فردا بود ... مستی از رویا بودxa0 ... بوسه ها طوفانی .. خنجری بر پا بود ... کودکم را کشتند ... هرزه اش نامیدند .... چهره ای از او ماند ...
امان از درد تنهایی - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 3:24
امان از شب ..امان از وهم تنهایی ..خیالم هر شب این ساعت ...به سویم میشود راهی...xa0وجودم میشود نفرت...به قلبم زهر می بارد...دلم میسوزد از این ترس..تو هرگز بر نمی آیی...به دستم تیغ می گیرم...وجودم سخت میلرزد...به قلبم میدهم تسکین...نگاهم غرق باران است....به رسم عادت این لحظه..کمی آواز میخوانم....سحر م...
پرنده - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 12:13
نفس نفس ترانه ام ... به عشقت آشیانه ام ... تو همنشین خانه ای ... به بوسه ای نفس بگیر .... به لطف مهربانی ات ... فدا کنم جوانی ام ... شوم چو پله ای عمود ... به آسمان تو پر بگیر ... زمانه بال و پر دهد ... به سینه ات سپر دهد ... و من همان دو پله ام ... که مانده خانه ای اسیر ... گذشته های دور من ... شکو...
فردا - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 12:13
دلی پر دارم از دنیا ... از این ساحل از این دریا ... کلاهی بر سرم دارم ... ز امید پسین فردا .... همه تار و همه پودش ... به رنگ آبی گلها .... تمام جنسش از دل بود ... خودم بافیده ام آنرا ... درونش دختری زیبا ... نشسته شکل یک رویا... امان از این همه رویا... امان از حسرت دریا ... درون سینه ام تنگ است ......
طوفان - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 12:13
دلم دریا شده ،، طوفانیش کن .... بیا این خانه را ،، ویرانیش کن ...xa0 مرا از کلبه ی ویران مترسان... در آنجا مانده مشتی نام بی جان .... بیا بر من بزن تا زنده هستم .... بزن تا گم شوم در آنچه هستم ...xa0 بیا امشب گناهی تازه سازیم ... جوانی را فدای باده سازیمxa0 .... به هر کو میرسی غم را سوا کن .... خیان...
باور - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 12:13
باورم نیست که دیگر نشود دیدن تو .... به کناری برود آن همه بوییدن تو ... شاید آنروز که با گفتن من برگردی .... جسدی باشم و ذکری بشود بر لب تو .... این همه درد که بر این دل ما می بارد .... قطره ای می شود و بارد به لبان تر تو ...xa0 این هم از درد من و حرف که ماند بسیار ... روزها می رودxa0 و دلxa0 شودxa0...
گریه - تاریخ: 1395/9/5 ساعت: 12:13
گریه چون مرگ بر این خانه نشست.... بغض خاموشی ما هم بشکست ... صحبت از تلخی دیروز که شد ... آنچه باید نشود حال بشد ... گفت با دیده که من رفتنی ام .... با تو چون مهر دل ناتنی ام .... نه تو را میطلبم از بهر صفاxa0 .... نه مرا یاد کن از مهر و وفا...xa0 هر چه بود از دل ما رخت ببست ... باورش کردم و مفقود ش...
نان - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:38
تو زحمت میکشی نانت درآید .. برای نان همی جانت درآید... ولیکن آن یکی با یک اشاره ... ز دست دیگری نانش درآید... زمانی نان خالی لقمه ای بود... ز دستم نان خالی هم درآید... اگر دنیای ما هر گوشه این است ... خدایا جان ما از تن درآید ... رضا
الهه - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:38
ای الهه ام .. ای نگاهم .. ای همه امید و آه ام .. بی تو من عمری تباهم ..گفته بودی با تو هستم .. با وجودت شاد و مستم ..هر کجا خواهی نشینم .. من برایت خانه هستم ..حال بنگر خانه ات را .. آتش پیمانه ات را ..اندکی آهسته تر بین .. سوزش پروانه ات را ..گفتی از درد و غرورم .. با دلی سرد و صبورم ..با سکوتی ساد...
ریش - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:37
در جوانی آرزویم ریش بود ... ای بسا این آرزو چون نیش بود در خیالم ظاهری زیباپسند ...می رهاند جانم از این راه ننگ چشمها را بسته بودم بر جهان ... تا مبادا دیده بیند این و آن در درونم غار تنگی ساختم ... با خیال آن بر جهان می تاختمxa0 تا بدانستم چنین افکار مست ... حاصل از جهل مرکب بود و هست ای خوشا آنی ک...
کیف رسوایی - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:37
به دستم کیف رسوایی ... برای خاطری در سر ...به دنبال کسی هستم ... که دل را میشود همسر ... نشستم گوشه ای دلتنگ ... گرفتم دفتری در دست...نوشتم کودکی زیباست ... خدا هم عاشقی تنهاست ... ولی کم کم به هوشم کرد... صدای سوتی از دنیا...قطار عمر من بودش ... که بی من میرود تنها ... من اندر خط آغازم .... ولی او ...
قدم - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:37
شده حتی قدمی با تو بیایم ،هستم، با همین یک قدم از عمق وجودم ،xa0 مستم ، تو برای سخن از رفتن خود آمده ای ، من ولی شاد کهxa0 دستی بدهی بر ، دستم، ابر باران زده ات آمد و حالی بگرفت، غرق باران شده ام، گرچه بگویی ، پستم، گرچه با رفتن تو کل جهان راضی بود، من رضا بر تو شدم ، بی تو همان، بد مستم، می نویسم ک...
خیالش - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 2:37
دلم گرفته ... گمانم گرفته ای امشب ؟ لبم گزیده ... لبانت گزیده ای امشب ؟ به لحظه لحظه ی بودنت تو را دهم سوگند به آتشم کشیده ... آهت کشیده ای امشب ؟ خیال خام من امشب به خواب دیدن بود ز سر پریده ... ز خوابت پریده ای امشب ؟ کلاف تازه به دستت چگونه خواهی بافت غمم تنیده ... کلافت تنیده ای امشب؟ برای حکم ر...

برچسب‌های مرتبط

پرنده مهاجر | پرنده خارزار | فردا دانلود | فرداد فرحزاد | طوفان کاترینا | طوفان شن | باور 373 | باورم کن | گریه به انگلیسی | گریه نکن که سرنوشت