دلم دریا شده ،، طوفانیش کن .... بیا این خانه را ،، ویرانیش کن ... مرا از کلبه ی ویران مترسان... در آنجا مانده مشتی نام بی جان .... بیا بر من بزن تا زنده هستم .... بزن تا گم شوم در آنچه هستم ... بیا امشب گناهی تازه سازیم ... جوانی را فدای باده سازیم .... به هر کو میرسی غم را سوا کن .... خیانتهای عاشق را رها کن .... همه غمها بیاور بر سر من .... جدایی را بزن بر پیکر من .... بیا از سینه ام سنگی بسازیم .... چراغ روشنی را تیره سازیم ... بیا بر عهد این دوران بخندیم .... به درب سینه ها قفلی ببندیم .... بیا با سوز خود سازی بسازیم ... به بد بختی قماری تازه بازیم .... بیا طوفان که صبرم گشته طوفان .... ندارم طاقت بودن به سامان .... بیا با هم به سوی مرگ تازیم .... میان مردگان بر خود بنازیم .... رضا ای عشق ندانی از من .......
ما را در سایت ای عشق ندانی از من .... دنبال میکنید
برچسب: طوفان,طوفان کاترینا,طوفان شن, نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: جمعه 5 آذر 1395 ساعت: 12:13