کودک

خرید بک لینک

کودکی در قلبم ... کودکی تنها بود ... دیده اش رویایی ... در دلم زیبا بود ... کودکی ها رفتند ... دلبری پیش آمد ... دیده ام می ترسید ... عاشقی غوغا بود ... صحبت از فردا بود ... مستی از رویا بود ... بوسه ها طوفانی .. خنجری بر پا بود ... کودکم را کشتند ... هرزه اش نامیدند .... چهره ای از او ماند ... نام او تنها بود ... او دگر کودک نیست ... هرزه یا بی رگ نیست ... سینه اش چون سنگ است ... موزه ای زیبا بود ... رضا

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 14:39 توسط رضا |

ای عشق ندانی از من .......

ما را در سایت ای عشق ندانی از من .... دنبال می‌کنید

برچسب: کودک, نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 3:24

صفحه بندی