نفس نفس ترانه ام ... به عشقت آشیانه ام ... تو همنشین خانه ای ... به بوسه ای نفس بگیر .... به لطف مهربانی ات ... فدا کنم جوانی ام ... شوم چو پله ای عمود ... به آسمان تو پر بگیر ... زمانه بال و پر دهد ... به سینه ات سپر دهد ... و من همان دو پله ام ... که مانده خانه ای اسیر ... گذشته های دور من ... شکوه پر غرور من ... نشسته گوشه ای به خاک .... شکسته ام از این کویر ... به خنده های بی سبب....سوال من شود طلب ... جوانه می زند دلت ... صدا زنی مرا چو پیر ... مرا نه خواهرت بخوان ... نه جای مادرت نشان... جدا کن این بهانه را ... به لطف تو شدم فقیر ... روم ز چشمت آشکار ... به طعنه ات شوم شکار ... تو هم رها کن این قفس .... رضایتت ز من بگیر ... به هر دری که می روی .... دگر مگو ز نام من ... بگو که او خودش شکست ... چو برگ زرد بی مسیر ... رضا ای عشق ندانی از من .......
ما را در سایت ای عشق ندانی از من .... دنبال میکنید
برچسب: پرنده,پرنده مهاجر,پرنده خارزار, نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: جمعه 5 آذر 1395 ساعت: 12:13