
عشق بیمار حسابم را جدا کردم .... جدا از درد و از دیوار ... نوشتم بر در قلبم ... که باز است این دل بیمار ... مرا دریاب و خود را باش ... ببر این هوش و این بیدارxa0 ... بیا بیهوده نازم کن .... بگو از عشق و از دیدار ... خیالم را خیالی کن .... وجودم را تو خالی کن .... چه فرقی میکند بر منxa0 ... منم ته مانده ...
ادامه مطلب
دلم گرفته ... گمانم گرفته ای امشب ؟ لبم گزیده ... لبانت گزیده ای امشب ؟ به لحظه لحظه ی بودنت تو را دهم سوگند به آتشم کشیده ... آهت کشیده ای امشب ؟ خیال خام من امشب به خواب دیدن بود ز سر پریده ... ز خوابت پریده ای امشب ؟ کلاف تازه به دستت چگونه خواهی بافت غمم تنیده ... کلافت تنیده ای امشب؟ برای حکم رضایت ز هر کسی خوردم... شنیده ام کنایه ... چه گفته ای امشب؟ به حکم عاشق بی کس به گوشه ای رفتم شدم xa0بدون می مستت... چه خورده ای امشب؟ رضا ...
ادامه مطلب