ای عشق ندانی از من ....

متن مرتبط با «با خیالش» در سایت ای عشق ندانی از من .... نوشته شده است

کلامم را مکن باور

  • نیلوبلاگ

    کلامم را مکن باور کلامم را مکن باور .... نگاهم حرف دیگر بود ... چه سخت است صحبت از این حرف .... که امشب شام آخر بودxa0 ...xa0 مرا در خاطرتxa0 شاید ... بجز لبخند چیزی نیست ... چه میدانی ز لبخندمxa0 ... که بر من تیغ خنجر بود ... نگفتی یا نخواهی گفت .... ولی من خوب می دانم ... که فکرت جای دیگر بود ... تو با من...

    ادامه مطلب
  • باور

  • نیلوبلاگ

    باورم نیست که دیگر نشود دیدن تو .... به کناری برود آن همه بوییدن تو ... شاید آنروز که با گفتن من برگردی .... جسدی باشم و ذکری بشود بر لب تو .... این همه درد که بر این دل ما می بارد .... قطره ای می شود و بارد به لبان تر تو ...xa0 این هم از درد من و حرف که ماند بسیار ... روزها می رودxa0 و دلxa0 شودxa0 آکنده ی تو .... شهریارا تو اگر خاطر ما را به سبویی دادی .... ما به عمری شکنیم بغض پراکنده ی تو ....قسمت از دست من و دامن تو دور نبود .... ای عجب از اثر زهر جدا بودن تو ... من رضا میشوم اما تو نکن باو...

    ادامه مطلب
  • خیالش

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته ... گمانم گرفته ای امشب ؟ لبم گزیده ... لبانت گزیده ای امشب ؟ به لحظه لحظه ی بودنت تو را دهم سوگند به آتشم کشیده ... آهت کشیده ای امشب ؟ خیال خام من امشب به خواب دیدن بود ز سر پریده ... ز خوابت پریده ای امشب ؟ کلاف تازه به دستت چگونه خواهی بافت غمم تنیده ... کلافت تنیده ای امشب؟ برای حکم رضایت ز هر کسی خوردم... شنیده ام کنایه ... چه گفته ای امشب؟ به حکم عاشق بی کس به گوشه ای رفتم شدم xa0بدون می مستت... چه خورده ای امشب؟ رضا ...

    ادامه مطلب